بهترينِ برادران، کسي است که دوستي اش در راه خدا باشد . [امام علي عليه السلام]
گنجينه
+ به خودتون اميدوار باشيد!!!!
  • نويسنده : محمدرضا فلاح پور:: 16/4/1387:: 7:54 عصر

  • مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست

    1
    مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
    مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

    2
    مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
    مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
    مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
    مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
    مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

    3
    مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
    مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

    4
    مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
    مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
    مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
    مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

    5
    مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

    6
    مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
    مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
    مشتري : نه.

    7
    مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
    مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

    8
    مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
    مشتري : کار نمي کنه.
    مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
    مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

    9
    مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
    مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
    مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
    مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
    مشتري : باشه.
    مرکز : کيبورد با شما اومد؟
    مشتري : بله
    مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
    مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

    10
    مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
    مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

    11
    يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
    مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
    مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
    مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
    مشتري : پنج تا ستاره.

    12
    مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
    مشتري : Netscape
    مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
    مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

    13
    مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

    14
    مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
    مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
    مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
    مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

    15
    مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
    مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
    مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
    مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    + يک نکته از دکتر شريعتي
  • نويسنده : محمدرضا فلاح پور:: 9/4/1387:: 10:22 عصر
  • مرا کسي نساخت.خدا ساخت


    نه آنچنان که "کسي مي خواست"

    که من کسي نداشتم

    کسم خدا بود.کس بي کسان

    او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست.

    نه از من پرسيد و نه از آن "من ديگر"م .

    من يک گل بي صاحب بودم

    مرا از روح خود در آن دميد

    و بر روي خاک و در زير آفتاب

    تنها رهايم کرد

    "مرا به خود واگذاشت".


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    + بعد از اين کن فراموشم که رفتم....
  • نويسنده : محمدرضا فلاح پور:: 8/4/1387:: 12:14 صبح
  • سلام.


    بعد کلي وقت باز هم اومدم، اما اگه قبلا وبلاگمو ديده باشيد تغيراتي نسبت به قبل داشته.....


     


    به قول خارجي ها که ميگن: seasons change, people change


    ما هم عوض ميشيم، هرچند بعضي وقتا دست خودمون نيست که..... بگذريم


    يه آهنگ قشنگ و نسبتا قديمي از جهان براتون آپلود کردم


    اميدوارم خوشتون بياد، اينجا را کليک کنيد.


     


    از برت دامن کشان، رفتم اي نامهربان.....


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
     Atom 
    خانه
    ايميل
    شناسنامه
    مديريت وبلاگ
    کل بازديد : 3214
    بازديد امروز : 0
    بازديد ديروز : 3
    ............. بايگاني.............
    001 [34]

    ........... درباره خودم ..........
    گنجينه
    مدير وبلاگ : محمدرضا فلاح پور[35]
    نويسندگان وبلاگ :
    یار مهربان من (@)[2]



    .......... لوگوي خودم ........
    گنجينه

    .......لوگوي دوستان ........

    ....... لينک دوستان .......
    عکس روز

    ............. اشتراک.............

    نام:

    ايميل:

     

    ............ طراح قالب...........